شرکت ردهت اقدام به معرفی نسخهی جدیدی از سیستم عاملهای خود نموده است که در این نسخه٬ محاسبات موازی٬ محاسبات روی گرید٬ و مسائلی از این دست که مورد علاقه محاسباتی کاران است بسیار قابل حصول شده است.
نسخهی بتای این سیستم عامل٬ اکنون قابلِ دانلود است.
به بخشی از توضیحات مربوطه توجه کنید:
Red Hat Enterprise MRG supports the full spectrum of distributed tasks, including:
* High-speed, reliable, or large file messaging
* Parallel & cycle-stealing scheduling
* High Performance Computing (HPC) and High Throughput Computing (HTC)
* Distributed workload management
Red Hat Enterprise MRG can run across multiple platforms but also takes deep advantage of Red Hat Enterprise Linux capabilities like clustering, IO, and virtualization for optimal performance and qualities of service.
مرجع:
http://www.redhat.com/mrg/?intcmp=70160000000HEmC
http://www.redhat.com/mrg/grid/
۱۳۸۶ آذر ۱۹, دوشنبه
۱۳۸۶ آذر ۱۲, دوشنبه
آمار تصادفات رانندگی در ایران - تحلیل دُرُشکهای
یک نکتهای که جالب به نظر میرسه اینه که تعداد بسیار زیادی از تصادفات توی ایران ناشی از انحراف به چپ و راست ماشینها ست٬ و رانندگان بدون توجه به اینکه آیا ماشینی از عقب (سمتِ چپ یا راست) میآید٬ بدون استفاده از راهنما٬ ناگهان میپیچند. قصد دارم یکی از دلایلی که میتونه عامل این اتفاق باشه و احیاناً میتونه پیشفرضِ اون تلقی بشه رو نگاه کنم.
مکانیزم یادگیری رانندگی توی ایران بیشتر از نسلِ قبل (مثلِ بابا و عمه و دایی و غیره) بوده است. نتیجه اینه که آدمها بدون توجه به لاین بغل٬ و اینکه ماشین میآید یا نمیآید میپیچند٬ ولی همین آدمها وقتی پیاده راه میروند و مثلاً میخواهند تغییر مسیر بدهند٬ احتمالا به بغل خودشون یه نگاهی میاندازند (شاید هم نه!).
بد نیست یه نگاهی به همین آدمها یا معلمهایِ رانندگیِ اونها در حدوداً سی یا چهل سال قبل بیندازیم. این آقا (یا خانم) سوار یکی از وسایل نقلیه مانند الاغ٬ اسب٬ قاطر٬ و یا درشکه و کالسکه بوده٬ و توی یک جادهی خاکی میرفته. احتمالا کسی تویِ لاین بغل نمیرفته که تصادف نمیشده! (یا اصلاً لاین بغلی نبوده). ولی اگر این بندهی خدا ناگهان تصمیم میگرفته که تغییرِِ مسیر بده٬ افسارِ قاطر یا اسب خودشو میکشیده! (البته به صورت ناگهانی٬ مثل امروز که ناگهان فرمون رو میچرخونند). ولی اگر توی اون لاین دیگه٬ در همون لحظه کسی یا وسیلهای میاومده٬ و یا اینکه کسی بوده٬ این قاطر و یا اسبِ بیزبون اون رو میدیده و از دستور سوارِش و یا درشکهران اطاعت نمیکرده. نتیجه این بوده که سوارش احتمالاً چند ضربه شلاق نثار جان حیوان زبان بسته میکرده و تعجب میکرده که چرا حیوان ازش اطاعت نمیکنه*. حیوانِ زبان بسته هم به خاطر تصادف نکردن شلاق میخورده و چیزی نمیگفته.
ولی الان چی؟ از همکاری بین درشکهران و الاغ٬ الاغ حذف شده و همهی این محاسبات به عهدهی راننده(در واقع همان درشکهران) گذاشته شده. خوب انتظار این همه محاسبات پیچیده هم که از همه نمیره!! لذا ما احتمالاً شاهد تصادفات زیادی بر اساس پیشفرض فوق هستیم. شاید بررسی یه همچین مسئلهای در کلاسهای رانندگی به کمتر شدن تلفات کمک کنه!
------------------------
* بعضی از حیوانات را یا استفاده از محدود کنندهی دید٬ زاویهی دیدشون رو کم میکنند٬ که یکی از نتایج اون اینه که حیوان فقط میتونه جلوی خودش رو ببینه! لذا فرمانبُرداری اون بیشتر میشه!
مکانیزم یادگیری رانندگی توی ایران بیشتر از نسلِ قبل (مثلِ بابا و عمه و دایی و غیره) بوده است. نتیجه اینه که آدمها بدون توجه به لاین بغل٬ و اینکه ماشین میآید یا نمیآید میپیچند٬ ولی همین آدمها وقتی پیاده راه میروند و مثلاً میخواهند تغییر مسیر بدهند٬ احتمالا به بغل خودشون یه نگاهی میاندازند (شاید هم نه!).
بد نیست یه نگاهی به همین آدمها یا معلمهایِ رانندگیِ اونها در حدوداً سی یا چهل سال قبل بیندازیم. این آقا (یا خانم) سوار یکی از وسایل نقلیه مانند الاغ٬ اسب٬ قاطر٬ و یا درشکه و کالسکه بوده٬ و توی یک جادهی خاکی میرفته. احتمالا کسی تویِ لاین بغل نمیرفته که تصادف نمیشده! (یا اصلاً لاین بغلی نبوده). ولی اگر این بندهی خدا ناگهان تصمیم میگرفته که تغییرِِ مسیر بده٬ افسارِ قاطر یا اسب خودشو میکشیده! (البته به صورت ناگهانی٬ مثل امروز که ناگهان فرمون رو میچرخونند). ولی اگر توی اون لاین دیگه٬ در همون لحظه کسی یا وسیلهای میاومده٬ و یا اینکه کسی بوده٬ این قاطر و یا اسبِ بیزبون اون رو میدیده و از دستور سوارِش و یا درشکهران اطاعت نمیکرده. نتیجه این بوده که سوارش احتمالاً چند ضربه شلاق نثار جان حیوان زبان بسته میکرده و تعجب میکرده که چرا حیوان ازش اطاعت نمیکنه*. حیوانِ زبان بسته هم به خاطر تصادف نکردن شلاق میخورده و چیزی نمیگفته.
ولی الان چی؟ از همکاری بین درشکهران و الاغ٬ الاغ حذف شده و همهی این محاسبات به عهدهی راننده(در واقع همان درشکهران) گذاشته شده. خوب انتظار این همه محاسبات پیچیده هم که از همه نمیره!! لذا ما احتمالاً شاهد تصادفات زیادی بر اساس پیشفرض فوق هستیم. شاید بررسی یه همچین مسئلهای در کلاسهای رانندگی به کمتر شدن تلفات کمک کنه!
------------------------
* بعضی از حیوانات را یا استفاده از محدود کنندهی دید٬ زاویهی دیدشون رو کم میکنند٬ که یکی از نتایج اون اینه که حیوان فقط میتونه جلوی خودش رو ببینه! لذا فرمانبُرداری اون بیشتر میشه!
۱۳۸۶ آبان ۳۰, چهارشنبه
مدرسه یکروزه سیستم عامل لینوکس برگزار شد
بالاخره مدرسه یک روزه برگزار شد. نسبتا استقبال خوبی داشت و حدود ۹۰ نفر در سخنرانیها شرکت کردند٬ که توی سخنرانیها با ساختار٬ محیطهای گرافیکی و متنی٬ و همچنین فارسی در لینوکس (و یکی از نسخههای لَتِک فارسی٬ که کاری از دکتر شجاعی و چند تا از دوستانشون هست و اسمش ایران تک هست) آشنا شدند. حدود ۶۰ نفر هم در کارگاه که در سایت تشکیل میشد شرکت کردند و با بعضی از مباحث مطرح شده بیشتر آشنا شدند. من که خودم از سخنرانیها چیزهای جالبی یاد گرفتم٬ که بعضی هاش اساسی بود.
در مجموع به نظر٬ شرکت کننده ها راضی میآمدند و میگفتند که تجربهی خوبی بوده. یکسری از دوستان هم میگفتند که بد نیست یه مدرسهی پیشرفتهتر هم برگزار بشه!! روی کاغذ ایدهی خوبیه٬ ولی پدرِ برگزار کنندگان حتماً در میاد! همین هم کلّی کار برد. چند تا از دانشجوها دیشب٬ تا ساعت ۱۰ شب داشتند لینوکس نصب میکردند.
امیدوارم یه چنین مدرسههایی بتونه لینوکس رو بیشتر متداول کنه.
واژهنامه
LaTeX
در مجموع به نظر٬ شرکت کننده ها راضی میآمدند و میگفتند که تجربهی خوبی بوده. یکسری از دوستان هم میگفتند که بد نیست یه مدرسهی پیشرفتهتر هم برگزار بشه!! روی کاغذ ایدهی خوبیه٬ ولی پدرِ برگزار کنندگان حتماً در میاد! همین هم کلّی کار برد. چند تا از دانشجوها دیشب٬ تا ساعت ۱۰ شب داشتند لینوکس نصب میکردند.
امیدوارم یه چنین مدرسههایی بتونه لینوکس رو بیشتر متداول کنه.
واژهنامه
LaTeX
۱۳۸۶ آبان ۲۷, یکشنبه
محاسبات موازیِ سطح بالا- دکتر شریفی
جدیدا از طریق یکی از دوستان عزیز٬ با دکتر شریفی در دانشگاه علم و صنعت آشنا شدم. زمینهی تحقیقاتی ایشان محاسبات موازی است و کارهایی که انجام میدهند شبیه به کارهای معمولی که ماها با اونها بیشتر آشنا هستیم (مثلاً برنامه نویسی ام- پی- آی و اینها)٬ نیست. اونها برنامه نویسی رو در سطح کرنل انجام میدهند و برنامهی شما رو برای یک خوشهی (کلاستر) متشکل از تعدادی کامپیوتر طوری پیاده سازی میکنند که بهترین توان محاسباتی رو بشه از اون تعداد کامپیوتر گرفت. بعد به دست میآورند که به ازای چند تا کامپیوتر٬ برنامهی شما میتونه یک اسپید-آپ قابل قبول بده. نکته اینه که در اصل به جای استفاده از دستورات ام-پی-آی باید از یک سری دستورات دیگه استفاده بشه که البته خودشون در کد نویسی هم کمک میکنند.
ایده کلی اینه که بعضی جاها برای کارهای خاصی که میخواهند انجام بدهند٬ متناسب با نیاز و یا به زبون فیزیکدونها٬ متناسب با مسئلهای که میخواهند حل کنند کامپیوتر سفارش میدهند. این گروه دقیقا میتونه چنین کاری انجام بده٬ و میتونه با استفاده از تعدادی کامپیوتر٬ یک کلاستر تحویل بده که مسئله شما رو با سرعت بالا حل کنه. تا جایی که من میدونم کارِ دو تا سفارش رو تا حالا انجام داده اند و نتیجه خوبی هم داشته.
کلمات کلیدی:
High Performance Computing (HPC), MPI, LAM MPI, Speed up, Cluster.
ایده کلی اینه که بعضی جاها برای کارهای خاصی که میخواهند انجام بدهند٬ متناسب با نیاز و یا به زبون فیزیکدونها٬ متناسب با مسئلهای که میخواهند حل کنند کامپیوتر سفارش میدهند. این گروه دقیقا میتونه چنین کاری انجام بده٬ و میتونه با استفاده از تعدادی کامپیوتر٬ یک کلاستر تحویل بده که مسئله شما رو با سرعت بالا حل کنه. تا جایی که من میدونم کارِ دو تا سفارش رو تا حالا انجام داده اند و نتیجه خوبی هم داشته.
کلمات کلیدی:
High Performance Computing (HPC), MPI, LAM MPI, Speed up, Cluster.
۱۳۸۶ آبان ۱۶, چهارشنبه
مدرسه یکروزه سیستم عامل لینوکس
بر آن شدیم که یک مدرسه یکروزهی آموزش سیستم عامل لینوکس برگزار کنیم. دکتر محمدیزاده پیشنهاد این مدرسه را ارائه کرد٬ و همچنین تأکید کرد که یک سری از علاقمندان زحمت زیادی متحمل میشوند تا لینوکس یاد بگیرند٬ و اگر جایی باشد که اصول کلی را یکجا آموزش بدهد٬ کلی در وقت صرفه جویی خواهد شد. همینطور مقدار زیادی از اشتباهاتی که مردم را از لینوکس زده می کند از بین خواهد رفت.
راستش وقتی ما توی تحصیلات تکمیلی زنجان لینوکس یاد میگرفتیم کلی آدم دور و برمان بود٬ که وارد بودند٬ و ما اشکالهایمان را از آنها میپرسیدیم. با اونهایی که الان با لینوکس مشکلی ندارند هم وقتی صحبت میکنم اغلب توی محیط از این و اون یاد گرفتهاند. ولی این امکان برای همه مهیا نیست٬ و مردم چند بار که توی جاهای مختلف گیر میکنند٬ دیگر خسته میشوند٬ و عطای لینوکس و به لقایش میبخشند. اگه اونهایی که توی این وادی وارد تر هستند کمک کنند٬ مطمئنا تعداد کاربرها بیشتر خواهد شد. لذا از آقایان دکتر حسنی٬ دکتر شجاعی و دکتر شفیعی خواهش کردیم تا یه مدرسه راه اندازی بشه.
امیدوارم که مدرسهی خوبی از کار در بیاد. چند تا از دوستان تو جاهای دیگه هم ابراز علاقه کردند تا شرکت کنند٬ که در صورت وجود امکانات پذیرای اونها هم خواهیم بود.
ان شاء الله٬ تاریخ برگزاری این مدرسه چهارشنبه ۳۰ آبان ماه خواهد بود٬ که شامل سخنرانی و کارگاه است.
امیدوارم که مدرسهی خوبی از کار در بیاد. چند تا از دوستان تو جاهای دیگه هم ابراز علاقه کردند تا شرکت کنند٬ که در صورت وجود امکانات پذیرای اونها هم خواهیم بود.
ان شاء الله٬ تاریخ برگزاری این مدرسه چهارشنبه ۳۰ آبان ماه خواهد بود٬ که شامل سخنرانی و کارگاه است.
۱۳۸۶ آبان ۱۴, دوشنبه
سمینارهای هفتگی ماده چگال
با هماهنگیهای انجام شده٬ از این هفته رسماً سمینارهای ماده چگال دانشکده آغاز شد. هر هفته یکی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی سخنرانی خواهد کرد٬ تا هم دانشجویان و هم اساتید در جریان کارهای هم قرار بگیرند و ارتباطات هم تقویت شود. این سمینارها برای دانشجویان کارشناسی هم بسیار مفید خواهد بود٬ زیرا هم با فعالیتهای گروه آشنا می شوند و هم می توانند علایق خود را پیدا کنند. البته به وسیله ی شیرینی٬ دانشجوها را مجبور به شرکت در سمینارها می کنیم.
سمینارهای ماده چگالِ دانشکده٬ روزهای دوشنبه ساعت ۱۵ در آمفی تئاتر دانشکده تشکیل خواهد شد.
سمینارهای ماده چگالِ دانشکده٬ روزهای دوشنبه ساعت ۱۵ در آمفی تئاتر دانشکده تشکیل خواهد شد.
۱۳۸۶ آبان ۷, دوشنبه
آیا می توان سیستم عامل لینوکس را در یک دانشکده همگانی کرد؟
سوال این است: آیا می توان دانشجویان را بر آن داشت که برای کارهای ساده ای چون چک کردن ایمیل و گشت در اینترنت از لینوکس استفاده کنند؟
اشتراک در:
پستها (Atom)